عبد الحي حبيبى
726
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
و رسوم و طرز زندگى خراسانى را بر مجموعهء فرهنگى اسلامى كه در بغداد تشكيل يافته بود افزودند ، و از ان معجون مركب دلكش ساختند و قيافت آن را به زيورهاى عجمى زيبايى بخشيدند . نفوذ فرهنگ خراسانى و عجمى در دربار عباسيان بغداد بدرجهيى بود ، كه برخى از خلفاء با زنان عجمى ازدواج كردند و ما در ان چندين تن از خلفاى مقتدر بغداد از ملل عجمى بودند ، و از اخلاف همين موالى عجمى اشخاص بسيار معروف در ساحهء دين و سياست و فكر و ادب و لشكركشى برامدند ، كه حتما فرهنگ اسلامى را از ان قيافت خالص عربى دربار اموى دمشق ، رنگ نو دربار بغداد بخشيدند . آغاز انتقال فكرى : افغانستان دورهء اسلامى محل انتقال افكار هندى بدنياى عرب و از عرب به هند و چين بود ، بقول بيرونى در 154 ه ولى بقول قفطى در سنه 156 ه 773 م اولين بار حركت انتقال فكرى و علمى از هند به عرب از اين راه صورت گرفت ، بدين معنى كه در همين سال يك وفد مردم سند با يكنفر عالم رياضى سنسكريتدان كتابى را در رياضى و ستاره - شناسى كه سدهانته « 1 » SIDHA ? NTA نامداشت ( تأليف برهمگپت در سنه 7 ه ) به بغداد برد ، و بامر خليفه منصور عباسى بتازى ترجمه شد ، و همو امر داد كه رياضىدان دربارش محمد بن ابراهيم الفزارى ( متوفى 161 ه 777 م ) از روى آن كتابى را در حركات كواكب به عربى تأليف كرد ، كه منجمان اسلامى آن را سند هند كبير ناميدند ، و باز ابو جعفر محمد بن موسى خوارزمى آن را بنام مامون اختصار كرد . « 2 »
--> ( 1 ) - سدهانته در لغت بمعنى نتيجه و صداقت مثبت است كه در اصطلاح بر يك قسم علم مخصوصا در هندسه و هيئت اطلاق مىشود ، و در سنسكريت شعب زياد دارد ، كه از انجمله سوريه سدهانته و بر همه سدهانته باشد ( قاموس هندى دنكن فوريس 462 ) بقول البيرونى سدهاند بمعنى مستقيمى است كه كجى و تغيير را نپذيرد و اين علم پنج شعبه داشت ( كتاب الهند 118 ) ( 2 ) - اخبار العلماء باخبار الحكماء از قاضى يوسف قفطى 177 طبع قاهره 1326 بحوالت زيج نظم العقد حسين بن محمد معروف به ابن الادمى ، و ضحى الاسلام 1 / 242 به حوالت تاريخ علم الفلك استاد نللينو 149 ببعد .